ممکن است خیالپردازی اغلب به عنوان اتلاف وقت تلقی شود، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که رها کردن ذهن و پرسه زدن آن میتواند فواید بیشتری از آنچه قبلاً تصور میشد داشته باشد.
یک مطالعه اخیر از دانشگاه Eötvös Loránd در مجارستان به این نتیجه رسیده است که اجازه دادن به ذهن برای پرسه زدن در حین انجام یک کار ساده، ممکن است در واقع به یادگیری کمک کند. نکته جالبتر اینکه، شرکتکنندگانی که در طول یک کار ساده به خود اجازه خیالپردازی داده بودند، توانستند آن را به همان اندازه موثر انجام دهند که افرادی که تمام مدت بر فعالیت متمرکز باقی مانده بودند.
نویسندگان یک مطالعه جدید که در “The Journal of Neuroscience” منتشر شده است، با استناد به ادبیات قبلی در این زمینه، ادعا میکنند: «پرسه زدن ذهن پازلی حل نشده برای علوم اعصاب شناختی است: این پدیده با عملکرد ضعیف در حوزههای شناختی مختلف مرتبط است، با این حال انسانها ۳۰ تا ۵۰ درصد از زمان بیداری خود را به پرسه زدن ذهن میگذرانند.»
با این حال، نویسنده اصلی، دکتر پیتر سیمور، و همکارانش از دانشگاه Eötvös Loránd در مجارستان، مشتاق بودند تا فرضیاتی را که میگویند خیالپردازی بر عملکرد تأثیر منفی دارد، به چالش بکشند.
خیالپردازی: “استراحت بیداری”
دکتر سیمور در مورد ایده مطالعه تأثیر بالقوه مفید پرسه زدن ذهن بر پردازش اطلاعات به “Medical News Today” گفت: «این ایده در طول همهگیری کووید به ذهن ما خطور کرد، زمانی که ما زمان زیادی برای پرسه زدن ذهن داشتیم.»
علاوه بر این، محققان «از مطالعات خواب محلی الهام گرفتند که نشان میدهد خواب به صورت منطقهای و زمانی در مغز بیدار رخ میدهد، و همچنین از مطالعات توماس آندریلن و همکارانش هیجانزده بودند که نشان دادند پرسه زدن ذهن با خواب محلی که در بیداری رخ میدهد، مرتبط است.»
به عبارت ساده، خیالپردازی، همانطور که از نامش پیداست، نوعی “استراحت بیداری” است، بنابراین سیمور و همکارانش معتقد بودند که درست مانند هر نوع استراحت، ممکن است در واقع به مغز “تقویت” کوچکی بدهد.
دکتر پیتر سیمور میگوید: «ما فرض کردیم که پرسه زدن ذهن مرتبط با خواب محلی ممکن است نه تنها تأثیرات منفی نداشته باشد، بلکه ممکن است پردازش اطلاعات را نیز تسهیل کند، به ویژه در کارهایی که نیاز به توجه آگاهانه ندارند و بدون آگاهی هوشیارانه آموخته میشوند. اگر پرسه زدن ذهن یادگیری احتمالی را تسهیل کند – که ما آن را مشاهده کردیم – شاید دیگر نیازی به خواب پس از یادگیری برای بهبود عملکرد نباشد. شاید این نوع یادگیری اصلاً نیازی به خواب نداشته باشد، زیرا اطلاعات در طول تمرین و دورههای پرسه زدن ذهن پردازش میشوند.»
با این حال، سیمور و همکارش، دکتر دژو نمث، نویسنده ارشد این مطالعه، هشدار دادند که پرسه زدن ذهن دقیقاً مانند خواب نیست.
سیمور و نمث برای MNT توضیح دادند: «منظور ما از “استراحت” در بیداری، حالتی است که مغز به طور موقت از نیازهای محیط خارجی جدا میشود تا در فرآیندهای شناختی درونی درگیر شود. با این حال، این قطع ارتباط فقط موقتی و محدود در زمان و مکان (مناطق مغزی) است، بنابراین فقط شبیه برخی جنبههای خواب است، اما به طور مشخص با خواب متفاوت است.»
خیالپردازان “تقویت” یادگیری را تجربه میکنند
برای یافتن اینکه رها کردن ذهن چگونه بر شناخت تأثیر میگذارد، آنها مطالعهای را طراحی کردند که در آن ۲۷ شرکتکننده – بزرگسالان جوان در دهه ۲۰ زندگی خود، تقریباً به طور مساوی زن و مرد – باید یک کار یادگیری ساده را انجام میدادند.
همزمان با انجام این کار، محققان فعالیت مغزی آنها را با استفاده از الکتروانسفالوگرافی با چگالی بالا، نوعی فناوری که به طور خاص برای آزمایشات رفتاری طراحی شده است، ثبت کردند.
شرکتکنندگان در یک کار یادگیری احتمالی شرکت کردند – یک کار ساده که شامل استخراج اطلاعات بود اما نیاز به سطوح بالای توجه نداشت. پس از اتمام کار، آنها پرسشنامهای را برای ارزیابی میزان تمرکز خود در حین انجام تمرین تکمیل کردند.
محققان دریافتند که شرکتکنندگانی که ذهن خود را در طول کار رها کرده بودند، در زمان آزمایش فعالیت مغزی نشانهای از “حالت شبه خواب” داشتند. این امر همچنین با “افزایش یادگیری احتمالی” همراه بود، به ویژه در مراحل اولیه کار.
همه اینها به این معنی است که خیالپردازان به نظر میرسید که افزایش ظرفیت یادگیری را تجربه کردهاند. علاوه بر این، محققان همچنین دریافتند که خیالپردازان و شرکتکنندگان متمرکز هر دو قادر به انجام کار به همان اندازه موثر بودند.
کارولین فنکل، دکترای DSW، LCSW، متخصص سلامت روان نوجوانان و مدیر ارشد بالینی در Charlie Health، که در این مطالعه شرکت نداشت، در گفتگو با MNT اظهار داشت که «این یافتهها به مجموعه رو به رشد تحقیقاتی اضافه میشود که ایده “تمرکز برابر با یادگیری” را به چالش میکشد.»
فنکل افزود: «به عنوان یک بالینگر، برایم جالب است که مغز ممکن است در حالی که ما خیالپردازی میکنیم، بیسروصدا در پسزمینه در حال یادگیری باشد،» و خاطرنشان کرد که «این مطالعه نشان میدهد که مغز همیشه در حال کار است، حتی زمانی که به نظر میرسد ما دست کشیدهایم.»
او پیشنهاد کرد: «و برای افرادی که به آنها گفته شده “به اندازه کافی توجه نمیکنند”، به ویژه کسانی که ADHD یا سابقه تروما دارند، این میتواند احساس اعتبار و امیدواری ایجاد کند.»
پرسه زدن ذهن چگونه به یادگیری کمک میکند؟
با این حال، مکانیسمهای پشت اینکه چگونه پرسه زدن ذهن ممکن است به افزایش ظرفیت یادگیری در شرایط خاص کمک کند، هنوز نامشخص است.
سیمور و نمث از ارائه یک فرضیه کامل در غیاب شواهد قطعی محتاط بودند. آنها به ما گفتند: «ما ترجیح میدهیم در مورد علیت محتاط بمانیم.»
با این حال، آنها خاطرنشان کردند که:
«آنچه ما مشاهده میکنیم این است که دورههای پرسه زدن ذهن نه به طور منفی بلکه تا حدی به طور مثبت با یادگیری ناخودآگاه و احتمالی مرتبط است، که نوع بسیار اساسی از یادگیری است. پرسه زدن ذهن ممکن است حالتی را منعکس کند که منابع شناختی برای پردازش اطلاعات به قیمت پاسخهای دقیق و توجه پایدار تخصیص مییابند. یک احتمال این است که پرسه زدن ذهن با فعالیت عصبی شبه خواب مرتبط است که پردازش اطلاعات و تحکیم حافظه را تسهیل میکند. احتمال دیگر این است که پرسه زدن ذهن حالتی را منعکس میکند که فرآیندهای کنترل شده، به اصطلاح مبتنی بر مدل، تضعیف شده و یادگیری انجمنی، خودکار و بدون مدل افزایش مییابد.»
در عین حال، آنها هشدار دادند که خیالپردازی، البته، همیشه مفید نیست، و ما باید مراقب باشیم که در موقعیتهایی که نیاز به آگاهی و درگیری کامل و متمرکز ما دارند، اجازه ندهیم ذهنمان به پرسه زدن بپردازد.
سیمور و نمث گفتند: «این یافته مشاهدات گستردهای را که نشان میدهد پرسه زدن ذهن تأثیر منفی بر حوزههای شناختی مختلف، به ویژه آنهایی که نیاز به توجه با تلاش دارند، ندارد.»
کارهای بیشتری از سیمور، نمث و همکارانشان نیز در راه است. سیمور و نمث به MNT گفتند: «ما برنامههای زیادی برای ادامه این تحقیق داریم – از منظر تحقیقات خواب، یادگیری و حافظه، و مطالعات مداخلهای.»
منبع: medicalnewstoday



