تنهایی میتواند یکی از دردناکترین احساسات انسانی باشد. تنهایی فقط به معنای نبودِ افراد نیست، بلکه نبودِ ارتباط است. ممکن است اطراف شما پر از آدم باشد و در عین حال احساس کنید دیده، شنیده یا درک نمیشوید.
تنهایی یک نقص یا عیب نیست؛ یک پیام است. ندای درون شماست که چیزی عمیقتر از همصحبت میخواهد.
در اینجا پنج نکته وجود دارد که باید به خاطر بسپارید، زمانی که سنگینی تنهایی بیش از حد طاقتفرسا میشود.
۱. تنهایی به این معنی نیست که مشکلی در شما وجود دارد
تنهایی اغلب با خود شرم و خجالت به همراه میآورد. شروع میکنیم به این فکر کردن که چرا برقراری ارتباط برای دیگران آسانتر به نظر میرسد یا چرا نمیتوانیم از شر این خلاء خلاص شویم. اما تنهایی بازتابی از ارزش شما نیست؛ بازتابی از ساختار وجودی شماست.
انسانها برای ارتباط ساخته شدهاند. وقتی این نیاز برآورده نمیشود، درد یک واکنش طبیعی است. اینکه شما آن را احساس میکنید به این معنی است که انسان هستید، نه معیوب.
۲. میتوانید در مورد آن صادق باشید
بسیاری از مردم تنهایی خود را پنهان میکنند زیرا بر زبان آوردن آن حس آسیبپذیری میدهد. اما گفتن “من احساس تنهایی میکنم” اغلب اولین گام در جهت کاهش آن است. این کار فضایی ایجاد میکند تا شخص دیگری بتواند با شما در همان نقطهای که هستید ملاقات کند.
یک نفر مورد اعتماد خود را انتخاب کنید. لازم نیست همه چیز را توضیح دهید یا آن را شسته و رفته جلوه دهید. میتوانید به سادگی بگویید: “به کمی همصحبت نیاز دارم” یا “این روزها احساس گسستگی میکنم.” نام بردن از این احساس، سکوتی را که تنهایی را در خود نگه میدارد، میشکند.
۳. اصالت و صداقت، پیوند ایجاد میکند
تنهایی زمانی رشد میکند که احساس کنیم باید نقش بازی کنیم. وقتی وانمود میکنید حالتان خوب است یا بخشهایی از وجود خود را برای پذیرفته شدن سانسور میکنید، ارتباط واقعی نمیتواند به شما برسد. اصالت همان چیزی است که به صمیمیت واقعی اجازه بروز میدهد.
برای اصیل بودن، لازم نیست همه چیز را به اشتراک بگذارید. کوچک شروع کنید. اجازه دهید در یک مکالمه یا با یک نفر صادق باشید. هر بار که حقیقت بیشتری را وارد روابط خود میکنید، این امکان را فراهم میکنید که شما را همانگونه که واقعاً هستید بشناسند.
۴. به سمت ارتباط حرکت کنید، نه دوری
وقتی تنهایی آزاردهنده میشود، ممکن است کنارهگیری و عقبنشینی آسانتر به نظر برسد. ممکن است به تماشای گوشی روی بیاورید، خود را مشغول نگه دارید یا کاملاً منزوی شوید. این عادات در کوتاهمدت آرامش میآورند، اما به مرور زمان گسستگی را عمیقتر میکنند.
به جای آن، سعی کنید به سمت لحظات کوچک ارتباط روی بیاورید. به یک دوست پیام دهید، به همسایهای لبخند بزنید، در یک کلاس ثبتنام کنید یا به سادگی در صف فروشگاه با کسی تماس چشمی برقرار کنید. حرکات کوچک به مغز شما یادآوری میکنند که ارتباط هنوز وجود دارد، حتی در دوزهای کم.
۵. با خودتان دوباره ارتباط برقرار کنید
گاهی اوقات تنهایی ربطی به کمبود دیگران ندارد، بلکه به فاصله بین شما و خودتان مربوط میشود. زمانی را صرف انجام کاری کنید که به شما کمک میکند احساس ثبات و ریشهدار بودن کنید. به پیادهروی بروید، در دفترچه خاطرات بنویسید، یا به موسیقیای گوش دهید که برایتان صادقانه و واقعی است.
هرچه با خودتان احساس ارتباط بیشتری داشته باشید، برای برقراری ارتباط با دیگران بازتر میشوید.
تنهایی زمانی کمرنگ میشود که از برخورد با آن به عنوان مشکلی برای حل کردن دست برداریم و شروع به دیدن آن به عنوان یک پیام برای درک کردن کنیم. تنهایی روش قلب برای گفتن “نزدیکتر بیا” است – به خودتان، به آدمهایتان و به دنیای اطراف.




