چرا محدود کردن فعالیت‌ها می‌تواند فرسودگی شغلی را بدتر کند؟

اگر بخواهم فلسفه‌ام در مورد فرسودگی شغلی (Burnout) را خلاصه کنم، این است: وقتی در کارمان عقب می‌مانیم، از فهرست کارهایمان ناامیدانه سردرگم می‌شویم، و اضطرابمان در مورد انرژی و زمانمان مدام افزایش می‌یابد، شروع به حذف فعالیت‌ها از زندگی‌مان می‌کنیم. ما فعالیت‌هایی را که به نظرمان “غیرضروری” هستند متوقف می‌کنیم و تمام وقت، انرژی و حتی بیشتر از آن را صرف کار می‌کنیم. دیگر ورزش نمی‌کنیم، دوستانمان را نمی‌بینیم، به پیاده‌روی در طبیعت نمی‌رویم، خودمان را در معرض موسیقی و هنر قرار نمی‌دهیم و کتاب نمی‌خوانیم.

اغلب اوقات، با این روش می‌توانیم در محل کار، شاید حتی در سطح بالا، به کارمان ادامه دهیم. اما این کار بهایی سنگین دارد: زندگی ما کوچک و محدود می‌شود و ما عمیق‌تر و عمیق‌تر در یک حالت کمبود انرژی غرق می‌شویم.

چرا محدود کردن فعالیت‌ها می‌تواند فرسودگی شغلی را بدتر کند؟

به طور شهودی، این رویکرد منطقی به نظر می‌رسد—اگر انرژی بسیار محدودی برایمان باقی مانده باشد، باید آن را در جایی که بیشترین اهمیت را دارد صرف کنیم و استفاده از آن را در جاهای دیگر کاهش دهیم. با این حال، در عمل، این استراتژی فاجعه‌بار است.

چرا؟ زیرا کار از ما انرژی می‌گیرد، و فعالیت‌هایی که ما تمایل به حذفشان داریم، دقیقاً همان‌هایی هستند که به ما انرژی می‌بخشیدند. اگر این مسیر را دنبال کنیم، کسری انرژی خود را بیشتر می‌کنیم. در نهایت، ما فقط انرژی مصرف می‌کنیم و تمام مجراهایی را که قبلاً می‌توانستیم از طریق آن‌ها انرژی خود را تجدید کنیم، می‌بندیم.

این استراتژی شبیه به ریاضت اقتصادی است. حذف شادی از زندگی، یک رویکرد ریاضتی برای اقتصاد انرژی درونی ماست. ما فعالیت‌ها را حذف می‌کنیم، کوچک می‌کنیم و منطقی جلوه می‌دهیم، زیرا از قبل در کسری عمیقی هستیم و احساس می‌کنیم باید تمام هزینه‌ها را در مورد چیزهایی که به ظاهر غیرضروری هستند، متوقف کنیم.

اما منطق ما در این مورد به طرز غم‌انگیزی وارونه است. ما کار می‌کنیم تا زندگی کنیم، نه برعکس. ما زندگی نمی‌کنیم که کار کنیم، و باید آنچه واقعاً اهمیت دارد، آنچه ما را سرزنده می‌کند و به ما شادی می‌بخشد—در واقع، نه فقط شادی، بلکه وجد و سرمستی—را به یاد آوریم و برایش جا باز کنیم.

وجد و سرمستی (Ecstasy)، متضاد واقعی فرسودگی شغلی است

این وجد و سرمستی است که متضاد واقعی فرسودگی شغلی است. فرسودگی شغلی، تهی بودن و تخلیه شدن است؛ وجد و سرمستی، پُری لبریز است.

برای بهبودی از فرسودگی شغلی، باید ظرفیت خود را برای وجد و سرمستی بازیابی کنیم. شما باید دوباره کشف کنید که چه چیزی باعث می‌شود احساس کنید اینقدر سرشار و لبریز از سرزندگی و انرژی اضافی هستید که این احساس می‌شکند و مرز بین شما و دنیای اطرافتان را از بین می‌برد و به شما اجازه می‌دهد تا حس خودتان را درنوردید و احساس یگانگی کنید. بسیاری از رفتارهای ناسازگار ما، از جمله کار اجباری، جستجویی نادرست برای همین وجد و سرمستی است.

صرفا هزینه را قطع نکنید—دوباره سرمایه‌گذاری کنی

همان‌طور که ریاضت اقتصادی به جای رشد، به آشفتگی اجتماعی و رکود منجر می‌شود، ریاضت انرژی نیز بعید است ما را به جایگاه خوبی بازگرداند. بله، ما باید یاد بگیریم که به برخی چیزها “نه” بگوییم و مدیر عاقل‌تری برای منابع محدود خود باشیم—اما همچنین باید یاد بگیریم که دوباره به چیزهای دیگر “بله” بگوییم. ما نمی‌توانیم فقط در انرژی صرفه‌جویی و اقتصاد کنیم؛ بلکه باید برای تجدید منابع محدود خود، سرمایه‌گذاری نیز بکنیم.

شرکت‌ها یا مؤسساتی را در نظر بگیرید که فقط هزینه‌ها را کاهش می‌دهند، در حوزه‌های رشد دوباره سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و فاقد هرگونه چشم‌انداز مثبت برای آینده هستند. سرنوشت آن‌ها شکست است. وقتی در حالت فرسودگی شغلی هستیم، طرز فکرمان در مورد زمان و انرژی، و اینکه چه چیزی وقت تلف شده و چه چیزی زمان به خوبی سرمایه‌گذاری شده محسوب می‌شود، نوعی جنون اقتصادی-انرژیک است. این یک تفکر معیوب است، شبیه به یک ایدئولوژی ناقص.

بازسازی (Regeneration) یک فرآیند فعال است

برای رفع کسری انرژی خود، باید در فعالیت‌هایی که امکان رشد و شکوفایی را فراهم می‌کنند، دوباره سرمایه‌گذاری کنیم و آن‌ها را به زندگی خود بازگردانیم. زیرا نکته اینجاست: بازسازی یک فرآیند فعال است.

بازسازی به معنای داشتن فعالیت‌های مناسب‌تر در زندگی‌مان است: فعالیت‌هایی که تغذیه کننده هستند، فعالیت‌هایی که مسیرهایی را به سمت وجد و سرمستی باز می‌کنند. بازسازی ممکن است به میزانی از استراحت نیاز داشته باشد، اما هرگز فقط استراحت نیست.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد که ما اغلب ایده استراحت را به اشتباه می‌فهمیم، و آن را به عنوان یک حالت یکپارچه، تا حد زیادی منفعل، تا حد زیادی غیرفعال و مصرف‌گرا در نظر می‌گیریم، مانند تماشای بی‌وقفه سریال‌های نتفلیکس.

چرا محدود کردن فعالیت‌ها می‌تواند فرسودگی شغلی را بدتر کند؟

هفت نوع استراحت

اخیراً با یک چارچوب مفید در مورد استراحت برخورد کردم. هنگامی که می‌خواهیم استراحت کنیم، باید از خود بپرسیم: دقیقاً از چه چیزی به دنبال بهبودی هستیم؟ آیا به استراحت جسمی، استراحت ذهنی، استراحت اجتماعی یا چیز دیگری نیاز داریم؟ به عنوان مثال، اگر سر و صدای درونی زیاد و یک منتقد درونی بسیار خشن داشته باشیم، صرفاً استراحت جسمی می‌تواند عمیقاً غیرآرامش‌بخش باشد.

در کتاب استراحت مقدس: زندگی خود را بازیابی کنید، انرژی خود را تجدید کنید، سلامت عقل خود را بازگردانید (۲۰۱۷)، ساندرا دالتون-اسمیت مفهوم هفت نوع استراحت را معرفی می‌کند. چارچوب او این ایده را به چالش می‌کشد که تنها عدم فعالیت می‌تواند ما را بازیابی کند و بر ماهیت چندبعدی خستگی و نیاز به یک رویکرد بسیار ظریف‌تر (و فعال‌تر) برای بازسازی تأکید می‌کند.

دالتون-اسمیت بین موارد زیر تمایز قائل می‌شود:

  • استراحت جسمی (Physical rest): کارهایی مانند خواب، چرت زدن و ماساژ—مکث‌هایی برای بدن، زمانی که نیاز داریم از یک فشار فیزیکی بهبودی پیدا کنیم.

  • استراحت ذهنی (Mental rest): برای ذهن سردرگم یا ذهنی که درگیر منتقد درونی یا افکار نشخوارکننده است، که می‌تواند به شکل نوشتن روزانه، تخلیه ذهنی، مدیتیشن‌های هدایت‌شده یا فایل‌های صوتی هیپنوتراپی باشد.

  • استراحت حسی (Sensory rest): برای کسانی از ما که از صفحات نمایش، سر و صدا یا آلودگی نوری بیش از حد تحریک شده‌اند، درمان‌ها شامل سم‌زدایی دیجیتال، گذراندن وقت در سکوت، تاریکی یا طبیعت است.

  • استراحت خلاقانه (Creative rest): وقتی از حل مداوم مسئله، طراحی، نوشتن یا آموزش خسته شده‌ایم، گزینه‌های بازیابی شامل تلاش برای تجربه زیبایی، هنر و هیبت، بدون احساس نیاز به تولید چیزی است.

  • استراحت عاطفی (Emotional rest): برای کسانی از ما که رضایت‌بخش دیگران (people-pleasers) هستیم، دائماً فضای احساسی برای دیگران باز می‌کنیم، بیش از حد با نیازهای آن‌ها هماهنگ هستیم، و احساسات و خواسته‌های خودمان را در جمع سرکوب می‌کنیم، درمان‌ها شامل آزمایش کردن با اصالت و آسیب‌پذیری بیشتر و همچنین تعیین مرزهای عاطفی بیشتر است.

  • استراحت اجتماعی (Social rest): اگر از حجم صرف تعاملات اجتماعی خود خسته شده‌ایم، محدود کردن تماس به افراد مغذی یا کسانی که برای ما مهم‌تر هستند، یا جستجوی انزوا و زمان تنهایی بیشتر می‌تواند کمک کند.

  • استراحت معنوی (Spiritual rest): برای کسانی از ما که به دلیل فقدان معنا، هدف و ارتباط دچار فرسودگی شغلی شده‌اند، می‌توانیم از طریق مدیتیشن، طبیعت، جامعه معنوی، همسویی بیشتر با ارزش‌هایمان و اعمال خدماتی خود را بازیابی کنیم.

در نتیجه، برای بهبودی از فرسودگی شغلی، ما هم نیاز داریم که انواع فعالیت‌های مناسب را دوباره وارد زندگی کنیم و هم به دنبال نوع صحیح استراحت باشیم. آنچه برای ما مناسب است، کاملاً منحصربه‌فرد خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *