بهبود یافتن از آسیبهایی که والدین با ویژگیهای خودشیفتگی به شما وارد کردهاند، کاملاً ممکن است. بازنگری در دیدگاهتان نسبت به خود و جهان ممکن است زمانبر باشد، اما میتوانید بر این نوع از ترومای دوران کودکی غلبه کنید.
خواه فردی به طور رسمی اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) را داشته باشد یا فقط چند ویژگی خودشیفتگی در او مشاهده شود، این خصوصیات میتوانند بر روابط مهم زندگیاش، از جمله نحوه والدگری او تأثیر بگذارند.
افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته معمولاً فاقد همدلی به نظر میرسند، به تحسین نیاز دارند و رفتارهای خودبزرگبینانه از خود نشان میدهند. نیاز آنها به تأیید تا حدی زیاد است که ممکن است نیازهای دیگران، از جمله فرزندانشان، را نادیده بگیرند.
برای دریافت تشخیص رسمی اختلال شخصیت خودشیفته، فرد باید معیارهای مشخصی را که توسط یک متخصص سلامت روان تعیین میشود، داشته باشد. با این حال، حتی اگر والدین به طور رسمی به این اختلال مبتلا نباشند، ممکن است ویژگیهای خودشیفتگی داشته باشند. این ویژگیها میتوانند منجر به اختلال در روابط و مشکلات سلامت روان برای فرزند فرد خودشیفته شوند.
اگر در حال بهبود یافتن از تأثیرات والدینی هستید که با اختلال شخصیت خودشیفته زندگی میکنند یا ویژگیهای خودشیفتگی دارند، چند استراتژی وجود دارد که میتواند به شما کمک کند:
۱. بخشیدن
بر اساس تحقیقات انجام شده در سال ۲۰۲۳، بخشش:
خشم را کاهش میدهد.
اضطراب را کم میکند.
افسردگی را تسکین میبخشد.
اعتماد به نفس را افزایش میدهد.
امید به آینده را بالا میبرد.
استرس را آرام میکند.
این فواید برای سلامت روان میتواند به بهبود سلامت جسمی شما نیز منجر شود. اگر استرس ناشی از نگه داشتن خشم را تجربه میکنید، ممکن است عواقب فیزیکی نامطلوبی داشته باشد و بر جنبههایی از سلامت شما مانند کیفیت خواب، سلامت قلب، کلسترول و فشار خون تأثیر بگذارد. اما بخشش، احتمال این تأثیرات نامطلوب را کاهش میدهد.
بخشیدن فرد به خاطر رفتارش به معنای تأیید آن رفتار نیست. شما میتوانید والدینتان را ببخشید، در حالی که درک میکنید نحوه برخورد آنها با شما نادرست بوده است.
۲. شکستن چرخهها
اگر فرزند والدینی هستید که با اختلال شخصیت خودشیفته تشخیص داده شدهاند یا ویژگیهای خودشیفتگی دارند، ممکن است بخشی از یک میراث ترومای بین نسلی باشید. این به این معنی است که ویژگیهای خودشیفتگی که والدین شما از خود نشان میدهند، ممکن است ناشی از رویدادهای نامطلوب در دوران کودکی خودشان باشد.
تحقیقات نشان داده است که علائم اختلال شخصیت خودشیفته گاهی با بیتوجهی یا انواع سوءاستفادههای دوران کودکی مانند سوءاستفاده کلامی، فیزیکی، جنسی و عاطفی مرتبط است. همچنین، اختلال در عملکرد خانواده ممکن است یک عامل مؤثر باشد. یا ممکن است والدین شما نیز توسط فردی با ویژگیهای خودشیفتگی یا اختلال شخصیت خودشیفته بزرگ شده باشند.
شناخت و از بین بردن این چرخه ترومای بین نسلی، بخش جداییناپذیری از روند بهبودی است.
۳. پردازش غم و اندوه
غم و اندوه پاسخی طبیعی به از دست دادن است. از دست دادنهایی که به طور رسمی توسط جامعه به رسمیت شناخته نمیشوند، معمولاً به عنوان غم و اندوه نامتعارف (disenfranchised grief) شناخته میشوند. شما همچنین میتوانید با اجازه ندادن به خود برای سوگواری از دست دادن دوران کودکیتان که عاری از تأثیرات خودشیفتگی بوده، خودتان را از این فرآیند محروم کنید.
به عنوان مثال، شاید در کودکی از داشتن:
والدگری مهربان و حمایتی که سزاوارش بودید
دوران کودکی بیدغدغه و معصومانهای که همسالانتان تجربه کردند
محیطی باثبات که به شما احساس امنیت میداد
پذیرش بیقید و شرطی که برای پرورش اعتماد به نفس سالم لازم است
آزادی برای رشد هویت خود
محروم بودهاید.
شناخت و پردازش این فقدانهای مهم میتواند به شما کمک کند تا در مسیر بهبودی خود پیش بروید.
۴. یادگیری در مورد خودشیفتگی
آگاهی در مورد خودشیفتگی میتواند به شما کمک کند تا رفتارهای سمی مانند گسلایتینگ (گازگرفتن روانی) یا سوءاستفاده عاطفی را شناسایی کنید. اگر انتقادهایی را که دریافت میکنید، درونی میکنید یا وقتی والدینتان ناراحت هستند، خود را مقصر میدانید، این میتواند بر عزت نفس شما تأثیر بگذارد. یادگیری در مورد این وضعیت میتواند به شما کمک کند تا با رفتارهای خودشیفته کنار بیایید.
تحلیل رفتارهای خودشیفته به شما این امکان را میدهد که:
بدانید چه زمانی یک فرد خودشیفته به یک موقعیت واکنش بیش از حد نشان میدهد.
درک کنید که رفتارهای آنها نباید به صورت شخصی تلقی شود.
تلاشهای آنها برای دستکاری را شناسایی کنید.
تشخیص دهید که انتظاراتشان ناعادلانه یا نامناسب است.
۵. تعیین مرزها
تعیین مرزها راهی برای محافظت از خودتان است. مرزهای درونی، تأثیر والدینتان بر نحوه تفکر شما در مورد خودتان را کاهش میدهند. این نوع مرز شامل دیدن رفتارهای نامهربان آنها به عنوان علائم خودشیفتگی است، نه بازتابی از ارزش شما. این کار از درونی کردن آسیب ناشی از رفتارهای آنها محافظت میکند.
مرزهای بیرونی شامل عقبنشینی از رفتارهایی است که برای سازگاری بیش از حد با والدینتان یاد گرفتهاید. این شامل گفتن “نه” و بیان ترجیحات و نظرات خودتان است. مهم است که توجه داشته باشید تعیین مرزهای بیرونی زمانی که یک فرد بزرگسال هستید و دیگر با والدین مورد نظر زندگی نمیکنید، آسانتر است.
۶. انتخاب برای خودتان
تغییر شغل یا رشته تحصیلی برای دنبال کردن علایق خودتان، نمونهای از انتخاب کردن برای خودتان است. ممکن است در مسیری باشید که خودخواهی والدینتان را راضی میکند، اما با اهداف شما همسو نیست. تغییر مسیرتان راهی برای ایجاد هویت مستقل، کار برای رسیدن به اهدافتان و ایجاد فاصله بین شما و تأثیرات مخرب تاکتیکهای دستکاری والدینتان است.
۷. پیدا کردن روابط سالمتر
برای فرزند یک والد با ویژگیهای خودشیفته، تشخیص ویژگیهای یک رابطه سالم ممکن است چالشبرانگیز باشد. هرچه بیشتر در مورد خودشیفتگی و تأثیرات آن بیاموزید، در شناسایی تعاملات انسانی مفید ماهرتر و مطمئنتر خواهید شد. استفاده از تجربه و بینش خود برای پیدا کردن دوستیها و روابط عاشقانه سالم، بخش مهمی از شکستن این چرخه ناسالم روانی است.
۸. کمک گرفتن
پیدا کردن درمانگری که در الگوهای روابط خودشیفته تخصص دارد، میتواند به شما در مقابله با این وضعیت کمک کند. یک درمانگر ماهر میتواند به شما در موارد زیر یاری رساند:
شناسایی رفتارهای خودشیفته
تغییر الگوهای فکری
تعیین مرزها
شناسایی ویژگیهای یک رابطه سالم
نتیجهگیری
اختلال شخصیت خودشیفته یک تشخیص رسمی سلامت روان است که میتواند بر نحوه ارتباط یک فرد با دیگران تأثیر بگذارد. حتی بدون تشخیص اختلال، والدین میتوانند برخی از ویژگیهای خودشیفتگی را داشته باشند که تأثیرات نامطلوبی بر فرزندانشان میگذارد. بزرگ شدن توسط یک والد خودشیفته میتواند احتمال تجربه مسائلی مانند اضطراب، افسردگی و عزت نفس پایین را افزایش دهد.
بهبود یافتن از آسیبهای والدین خودشیفته امکانپذیر است. یادگیری در مورد خودشیفتگی و ویژگیها و تأثیرات آن، نقطه شروع خوبی است. پیدا کردن یک درمانگر ماهر نیز میتواند بسیار مفید باشد.
منبع: psychcentral




