تأثیر محیط‌های خشن بر شکل‌گیری شخصیت‌های تاریک‌تر

چرا برخی جوامع به نظر می‌رسد که خودمحورتر، زیرک‌تر، یا بی‌رحم‌تر از دیگران هستند؟ پاسخ شما شاید این باشد: به خاطر فرهنگشان است. اما مقصر دانستن صرفاً فرهنگ، سیاست، یا حتی شبکه‌های اجتماعی بسیار ساده‌انگارانه است. ما در مطالعه جدیدمان که در نشریه Evolution and Human Behavior منتشر شده، نشان می‌دهیم که ریشه این تفاوت‌ها عمیق‌تر است: ویژگی‌های رفتاری در سطح جمعیت، توسط شرایط زیست‌محیطی که مردم در آن رشد می‌کنند، پیش‌بینی می‌شوند.

بوم‌شناسی سه‌گانه تاریک

تأثیر محیط‌های خشن بر شکل‌گیری شخصیت‌های تاریک‌تر

ویژگی‌های سه‌گانه تاریک (Dark Triad)—شامل خودشیفتگی (نارسیسم)، ماکیاولیسم و جامعه‌ستیزی (سایکופتی)—مدت‌ها است که ذهن روانشناسان و عموم مردم را به خود مشغول کرده است. خودشیفته‌ها تشنه تحسین‌اند، ماکیاولیست‌ها حیله‌گر و استراتژیست هستند، و جامعه‌ستیزها تکانشی و بدون همدلی عمل می‌کنند. وجه مشترک این ویژگی‌ها، نفع شخصی و سوءاستفاده اجتماعی است، اگرچه سازوکار عملکرد هر کدام متفاوت است.

در طول سال‌ها، مطالعات نشان داده‌اند که این صفات بر بسیاری از جنبه‌های زندگی ما، از جمله ظهور در رهبری، روابط و حتی رفتار آنلاین، تأثیر می‌گذارند. با این حال، آنچه که جای خالی آن حس می‌شد، یک دیدگاه بوم‌شناختی گسترده‌تر برای توضیح اینکه چرا کل جمعیت‌ها ممکن است به سمت تاریکی یا روشنی متمایل شوند، بود. ما بر اساس روانشناسی تکاملی، بررسی کردیم که چگونه عوامل محیطی مانند نرخ بقا، نسبت‌های جنسیتی و مواجهه با بیماری‌ها یا بلایا می‌توانند الگوهای شخصیتی جمعی را شکل دهند.

نقشه‌برداری از تمایلات تاریک جهان

با بررسی ۴۸ کشور و بیش از ۱۱,۰۰۰ نفر، دریافتیم که یک محیط خشن اثر واضحی بر روانشناسی یک ملت می‌گذارد:

  • خودشیفتگی: در کشورهایی که در دوران کودکی و نوجوانی، تعداد مردان بیشتر از زنان بود—سناریویی که رقابت برای یافتن شریک را تشدید می‌کند—خودشیفتگی بالاتر بود. همچنین در مکان‌هایی که احتمال زنده ماندن تا سن ۶۵ سالگی پایین‌تر بود، افزایش می‌یافت؛ این وضعیت نشان‌دهنده دنیایی از بی‌ثباتی و تهدید است. این‌گونه محیط‌ها به نظر می‌رسد که خودنمایی و جاه‌طلبی را پاداش می‌دهند. به هر حال، وقتی زندگی کوتاه به نظر می‌رسد و رقابت یک واقعیت روزمره است، این رفتارها می‌توانند به برجسته شدن فرد کمک کنند.

  • ماکیاولیسم و جامعه‌ستیزی: در مقابل، مکان‌هایی با بار سنگین بیماری‌های عفونی، سطوح پایین‌تری از ماکیاولیسم و جامعه‌ستیزی را نشان دادند. زمانی که عوامل بیماری‌زا یک تهدید دائمی هستند، حفظ هماهنگی اجتماعی و پایبندی به قوانین به یک مسئله مرگ و زندگی تبدیل می‌شود. فریب یا دستکاری، دیگر صرفاً غیراخلاقی نیست—بلکه یک قمار پرخطر است که می‌تواند منجر به طرد شدن شما از گروه شود. در برخی زمینه‌ها، خوش‌رفتاری یک تجمل اخلاقی نیست؛ بلکه یک استراتژی اصلی برای بقا است.

بلایا، جنسیت و انتقال‌های روانی

همچنین دریافتیم که بلایای طبیعی تفاوت‌های جنسیتی در ویژگی‌های تاریک را تقویت می‌کنند. مردان در کشورهایی که سیل، زلزله یا طوفان را تحمل کرده بودند، در خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه‌ستیزی نمره بالاتری نسبت به زنان کسب کردند. این احتمالاً بازتابی از فشارهای تکاملی به سمت ریسک‌پذیری و استراتژی‌های کوتاه‌مدت در محیط‌های ناپایدار است. با این حال، نسبت‌های جنسیتی با سوگیری به نفع مردان، اغلب این شکاف‌ها را کاهش می‌داد، شاید به این دلیل که زنان نیز، زمانی که رقابت برای جفت‌یابی تشدید می‌شود، رفتارهای رقابتی‌تر یا خودمحورتر را در پیش می‌گیرند.

نکته مهم این است که شخصیت در مرزهای ملی متوقف نمی‌شود. اثرات سرایت (به این معنا که شرایط کشورهای همسایه، پروفایل‌های روانی یکدیگر را شکل می‌دهند) کاملاً محتمل است، و این همان چیزی بود که در این مطالعه نیز مشاهده کردیم. به عنوان مثال، ملت‌هایی با نابرابری بالا، نمره بالاتری در خودشیفتگی و ماکیاولیسم نسبت به ملت‌های همسایه خود کسب کردند. به نظر می‌رسد که شخصیت می‌تواند از طریق مسیرهای بوم‌شناختی مختلف، از جمله مهاجرت و استرس‌زاهای منطقه‌ای مشترک، گسترش یابد.

بازاندیشی درباره جنبه تاریک

نتایج ما اساسا این ایده را که ویژگی‌های تاریک صرفاً نقص‌های فردی یا عجیب و غریبی‌های فرهنگی هستند، به چالش می‌کشد. در عوض، آنها بیشتر شبیه پاسخ‌های انطباقی به واقعیت‌های اکولوژیکی هستند.

یک دنیای خشن و غیرقابل پیش‌بینی—که در آن بقا و شانس رقابت نامشخص است—به نظر می‌رسد که تقویت خود و فرصت‌طلبی را پرورش می‌دهد. از سوی دیگر، یک دنیای غنی از پاتوژن‌ها، که در آن به شدت به گروه خود وابسته‌اید، همنوایی و همکاری را پاداش می‌دهد.

نتیجه‌گیری ساده است: ویژگی‌های شخصیتی دارای بوم‌شناسی هستند. خودشیفتگی، ماکیاولیسم و جامعه‌ستیزی صرفاً نتیجه ژنتیک و تجربیات دوران کودکی نیستند؛ این صفات همچنین نتیجه منطق بقای محیط‌هایی هستند که افراد در آن رشد می‌کنند. دانستن این موضوع به ما کمک می‌کند تا بهتر بفهمیم چرا برخی جوامع رقابتی‌تر یا خودمحورتر از دیگران به نظر می‌رسند. و این به ما یادآوری می‌کند که حتی تاریک‌ترین انگیزه‌های ما نیز، بخشی از محصولات انطباق هستند.

منبع: psychologytoday

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *