بیخوابی روانفیزیولوژیک (Psychophysiological Insomnia یا PPI) نوعی بیخوابی مزمن است، با این حال امروزه متخصصان پزشکی معمولاً از این اصطلاح استفاده نمیکنند.
PPI با حالتهای «برانگیختگی بیشازحد» (Hyperarousal) شناخته میشود؛ یعنی زمانهایی که احساسات، ذهن و گاهی بدن شما فعال و هوشیار هستند، حتی زمانی که میخواهید آرام و ریلکس باشید. این نوع بیخوابی همچنین میتواند با محل خواب همیشگی شما ارتباط داشته باشد.
در این مقاله، به بررسی علل، علائم و روشهای درمان بیخوابی روانفیزیولوژیک میپردازیم.
بیخوابی روانفیزیولوژیک چیست؟
معمولاً PPI زمانی اتفاق میافتد که استرس و نگرانی درباره خوابیدن، مانع به خواب رفتن شما میشود و شما ناتوانی در خوابیدن و ناراحتی ناشی از آن را به مکانی که معمولاً در آن میخوابید، نسبت میدهید.
در این نوع بیخوابی، مشکلات خواب ممکن است زمانی که در مکانی متفاوت میخوابید یا زمانی که تلاشی برای خوابیدن نمیکنید، برطرف شود. این ارتباطهای یادگرفتهشده به ناراحتی ناشی از نخوابیدن مربوط هستند و این ناراحتی به محیط خواب شما گره میخورد.
- بیخوابی های مکرر مغز را میفرساید | ارتباط خطرناک بین کمخوابی و زوال عقل
- بی خوابی بازگشتی چیست؟ علل و راههای مقابله با آن
علائم بیخوابی روانفیزیولوژیک چیست؟
علائم اصلی PPI همگی به تلاش برای خوابیدن یا خود خواب مربوط میشوند، از جمله:
دشواری در به خواب رفتن یا بیدار شدنهای مکرر (بیش از ۳ ماه و حداقل ۳ بار در هفته)
افکار تند و نگرانی مداوم درباره ناتوانی در خوابیدن
برانگیختگی بیشازحد (افکار شتابزده، ضربان قلب بالا، افزایش دمای بدن، احساس خستگی همراه با ناتوانی در خواب)
خستگی روزانه، تحریکپذیری و مهذهنی
تمرکز بیشازحد روی خوابیدن و داشتن احساسات منفی نسبت به تلاش برای خواب
علت بیخوابی روانفیزیولوژیک چیست؟
پژوهشگران برای توضیح PPI مدلی به نام مدل توجه–قصد–تلاش ارائه دادهاند. بر اساس این نظریه، PPI در چند مرحله شکل میگیرد:
توجه انتخابی به خواب: تمرکز افراطی روی خوابیدن، تلاش بیشازحد برای آرام شدن، یا سرکوب افکار هنگام دراز کشیدن در رختخواب
برانگیختگی بیشازحد: افزایش ضربان قلب، فعالیت بدنی، افکار سریع و اضطراب ناشی از استرس حاد یا مزمن که یک چرخه معیوب ایجاد میکند
برانگیختگی شرطیشده: محیط خواب به محرکی برای بیداری ذهنی و جسمی تبدیل میشود
اختلال در تنظیم هیجانی مغز: فعالیت غیرطبیعی بخشهایی مانند آمیگدالا که میتواند خواب REM را مختل کند؛ خوابی که وظیفه آرامسازی ذهن را بر عهده دارد
چه کسانی بیشتر در معرض بیخوابی روانفیزیولوژیک هستند؟
افرادی که احتمال بیشتری برای تجربه PPI دارند شامل کسانی هستند که:
بیشتر دچار اضطراب میشوند
تجربه تروما یا آسیب روانی داشتهاند
استرس شدید یا طولانیمدت دارند
عادات خواب نامناسبی دارند (ساعت خواب نامنظم، چرتهای طولانی، کار کردن در تخت)
دچار اختلالات روانی مانند افسردگی، PTSD یا اضطراب هستند
همچنین سالمندان، زنان و افرادی با زمینه ژنتیکی بیخوابی، بیشتر از سایر گروهها بیخوابی را گزارش میکنند.
بیخوابی روانفیزیولوژیک چگونه تشخیص داده میشود؟
متخصص خواب، روانشناس یا روانپزشک میتواند به تشخیص این اختلال کمک کند. فرآیند ارزیابی ممکن است شامل موارد زیر باشد:
بررسی دقیق عادات و سابقه خواب
ثبت علائم برانگیختگی و افکار مرتبط با خواب
استفاده از ابزارهای استاندارد مانند:
شاخص شدت بیخوابی (ISI)
دفترچه ثبت خواب
اکتیگرافی
پلیسومنوگرافی (برای رد سایر اختلالات)
رد بیماریهای دیگر مانند آپنه خواب یا سندرم پای بیقرار
درمان بیخوابی روانفیزیولوژیک چیست؟
اصلیترین روشهای درمان PPI عبارتاند از:
درمان شناختی–رفتاری برای بیخوابی (CBT-I): اصلاح باورهای نادرست و عادات خواب ناسالم
کنترل محرک و محدودیت خواب: برای از بین بردن ارتباط منفی بین تخت و بیخوابی
روشهای مبتنی بر ذهنآگاهی: کمک به قطع حالت برانگیختگی و کاهش استرس
دارودرمانی کوتاهمدت: در صورت عدم پاسخ به روشهای دیگر (مانند ملاتونین یا آنتاگونیستهای گیرنده اورکسین)
عوارض احتمالی بیخوابی روانفیزیولوژیک
بیخوابی مزمن ممکن است باعث تشدید یا ایجاد مشکلات زیر شود:
اضطراب و افسردگی
PTSD
مهذهنی و کاهش تمرکز
خطرات ناشی از خوابآلودگی روزانه
کاهش کیفیت زندگی
افزایش دردهای جسمی
افزایش خطر بیماریها
چشمانداز افراد مبتلا به بیخوابی روانفیزیولوژیک
با درمان مناسب و مداخله زودهنگام، پیشآگهی این اختلال خوب است و کیفیت خواب قابل بهبود خواهد بود. CBT-I یکی از مؤثرترین روشهای درمانی شناخته میشود.
در صورت عدم درمان، بیخوابی مزمن میتواند بدتر شده و باعث افزایش استرس، افسردگی و اضطراب شود.
جمعبندی
بیخوابی روانفیزیولوژیک نوعی بیخوابی است که با برانگیختگی شدید ذهن و بدن و ارتباط منفی با محیط خواب همراه است. این اختلال در صورت عدم درمان میتواند سلامت جسم و روان را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.
خوشبختانه، روشهای درمانی مؤثری مانند CBT-I وجود دارد و مراجعه به متخصص خواب یا سلامت روان میتواند کمککننده باشد.



